شنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۸
یادمان عالمی که امیرالمومنین را روسفید کرد

امروز سالروز درگذشت علامه امینی صاحب «الغدیر» می‌باشد، سامانه خبری حوزه ضمن عرض تسلیت درگذشت این اندیشمند شیعی متن ذیل را تقدیم می‌کند.

 آیت الله شیخ عبدالحسین امینی معروف به علامه امینی، در سال 1320 هجری قمری در یکی از روستاهای سراب از توابع تبریز به دنیا آمد.

دوران تحصيل

علامه امینی از کودکی در محضر پدر، ادبیات و منطق و فقه و اصول را آموخت. وقتی پدرش متوجه استعداد فوق‏العاده فرزند شد او را برای تکمیل تحصیلات به معروف‏ترین مدرسه علمیه آن روز تبریز برد و از آن پس علامه امینی نزد اساتیدی چون سیدمحمد موسوی معروف به مولانا و آیت‏اللّه سیدمرتضی خسروشاهی و آیت‏اللّه حسن توتونچی به آموختن دانش پرداخت.

اساتید

مرحوم علامه امینی در سن 16 سالگی برای کسب معنویت از روح بلند امیرمؤمنان علی – علیه‏السلام - و همچنین ادامه تحصیل و کسب علم از بزرگان و اساتید راهی نجف اشرف شد و تا سی و دو سالگی در آنجا مشغول کسب معارف الهی بود. در این سال‏ها در محضر اساتیدی چون: آیت‏اللّه سیدابوالحسن اصفهانی و آیت‏اللّه میرزا محمد نائینی، مرحوم آیت‏اللّه شیخ محمدحسین کمپانی، شیخ محمدحسین کاشف الغطا، آیت‏الله سید محمد حسینی فیروزآبادی، آیت‏الله سید ابوتراب خوانساری، آیت‏الله میرزا علی ایروانی و آیت‏الله میرزا ابوالحسن مشکینی کسب فیض نمود.

شیخ عبدالحسین امینی در سی و دو سالگی بود که به ایران مراجعت نمود و برای مدت کوتاهی در شهر تبریز ماندگار شد. و برای بار دوم به نجف اشرف مشرف شد و ضمن تحقیق و مطالعه فراوان در اساتید برجسته و مراجع تقلید آن روزگار حاضر ‌شد و در ضمن آن بود که از جهت علمی و تقوا به مرتبه والای اجتهاد نائل گردید  و همچنین از مجتهدین بزرگی همچون آیت‏الله العظمی سید ابوالحسن موسوی اصفهانی، آیت‏الله شیخ علی اصغر ملکی تبریزی و آیت‏الله آقابزرگ تهرانی اجازه روایت و نقل حدیث دریافت داشت.

تالیفات

مرحوم علامه امینی عمر شریف خود را به تدریس و تالیف کتب دینی سپری کرد، از مهمترین تالیفات او می‌توان به شهداء‌الفضیلة، تفسیر سوره حمد، رساله‌ای در حقیقت زیارت، رساله‌ای در علم درایه و ... اشاره کرد.

الغدير و علامه امینی

علامه امینی (ره) قسمت قابل توجهی از عمر خود را صرف تدوین و نگارش کتاب الغدیر کردند. حدود چهل سال، هر روز شانزده ساعت در تهیه مطالب این دائرة المعارف بزرگ اسلامی زحمت کشید. این اثر مشتمل بر بیست جلد است که تاکنون یازده جلد آن چاپ و منتشر شده است. ایشان در تبیین هدف خود از نگارش الغدیر گفته است: «الغدیر ملل اسلامی را در یک صف واحد، متحد و متشکل می سازد. مجموعه مطالب این اثر اتحادی را که در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در سایه همدلی اسلامی بین صفوف مسلمین بود دوباره به جوامع اسلامی برمی گرداند». در یک نگاه تمامی مطالب الغدیر در دو موضوع کلی خلاصه می شود: نخست اثبات ولایت مطلقه ائمه معصوم علیهم السلام از طریق اثبات خلافت بلافصل امیر المؤمنین علیه السلام ؛  دوم نفی ولایت غیر معصوم در اسلام.

مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی که خود در نجف و تهران از یاران آن فرزانه بوده است نقل می کند که:

 «روزی علامه امینی به من گفت : «برای تالیف الغدیر ده هزار جلد کتاب خوانده ام»، او(علامه امینی) مردی گزافه گو نبود. وقتی می گفت کتابی را خوانده ام، بدرستی خوانده و در ذهن سپرده و از آن یادداشت برداشته بود. »

علامه امینی و امام خمینی

هنگامی که اما خمینی مبارزات خویش را علیه رژیم شاهنشاهی آغاز کرد، علامه از کسانی بود که با پشتیبانی از آن و با غصبی معرفی کردن حاکمیت شاه گفت: «دیگران غاصب‌اند و این مقام (حکومت) حق مسلم آن فریادگر(امام خمینی) است».

ایشان به امام خمینی نگاه ویژه‌ای داشت و می‌گفت:«امام خمینی، ذخیره خدا برای جهان تشیع است».

علامه اميني و الغدیر در كلام بزرگان

علامه محمد تقي جعفري ‌(ره)

«عبدالحسین امینی، یکی از موثرترین گامهای بلند را در زدودن گرد و غبار تاریخ از چهره امیدبخش علی بن ابی طالب علیه السلام برداشته است.

حضرت آیت‌الله جعفر سبحانی

کتاب «الغدیر»، بیت القصیده آثار علامه امینی است. اقیانوسی است در موضوعات مختلف. یکی از مباحث مهم کتاب الغدیر، محاکمه مورخان است؛ محاکمه‌ای علمی با استناد به قرآن و حدیث. الغدیر، منادی وحدت حقیقی است.

استاد علی دوانی(ره)

علامه امینی، با هیبت بودو بلند قامت.در اولین برخورد، انسان مجذوبیش می‌شد. شب‌ها دیدن او در حرم علی(ع)، عالمی داشت. شب‌ها در حرم چنان گریه می‌کردکه همه را به گریه می‌انداخت.

دکتر ابوالقاسم گرجی

مرحوم علامه امینی، بزرگ ترین خدمت را درعالم اسلام به مذهب تشیع انجام داده است که همان اثبات تواتر حدیث غدیر است. او مردی بسیار بزرگوار، متعصب و عالم در مساله دین ومذهب بود.

شهید مرتضی مطهری

نقش مثبت الغدیر در وحدت اسلامی، از این نظر است که اولا منطق مستدل شیعه را روشن می­کند و ثابت می­کند که گرایش مسلمانان به تشیع، برخلاف تبلیغات زهرآگین عده ای، مولود جریان‌های سیاسی یا ن‍‍ژادي  نبوده است. ثانیاً ثابت می کند که پاره ای از اتهامات به شیعه که سبب فاصله گرفتن مسلمانان دیگر از شیعه شده است، به کلی بی اساس و دروغ است. ثالثاً شخص شخیص امیرالمومنین علی(ع) را که مظلوم ترین و مجهول القدرترین شخصیت بزرگ اسلامی است و می تواند مقتدای عموم مسلمین واقع شود و همچنین ذریه اطهارش را به جهان اسلام معرفی میکند.

آیت اللّه سيد ابوالحسن اصفهانی:

 "کتاب ارجمند شهیدان راه فضیلت را با امعان نظر نگریستم و دیدم با حسن ظنّی که به مؤلّف امینش علاّمه امینی دارم، مطابقت دارد. این پرچم‏دار دانش و ادب و قهرمان جنبش فکری اسلامی، همان‏گونه است که زیبنده دانش و فضیلت و رأی و بصیرت است. خدا این مجاهد مدافع را مدد نماید و بازوی این قهرمان را که از افتخارات و حریم همرأیانش پاسداری می‏نماید بگیرد و در نشر فضائل و افتخارات رجال مذهبش یاری دهد."

آیت‏اللّه شیخ محمدحسین غروی اصفهانی

"از مطالعه شهیدان راه فضیلت و آن مایه از علم و تاریخ صحیح و تتبّع و بررسی موشکافانه و امانت نقل که در آن نهفته است، پی بردم که مؤلّفش حائز این هردو امتیاز است: هم حسن انتخاب دارد و هم حسن ترتیب بیان... این هردو، دو برهانند بر نبوغ امینی در زمینه هنر نویسندگی و فضیلت راست‏گویی و دانشجویی و برچیره‏دستی وی در ساخت و پرداخت سخن... من بی‏اختیار زبان به ثنایش می‏گشایم که در فراهم کردن گزارش‏های تاریخی پراکنده چنین سخت کوشیده و در زنده کردن نام و یاد مجاهدان دانشمندی که خون خویش را به پای فضیلت نثار کرده‏اند، احساسات گرم نشان داده و غیرت و همت به خرج داده است."

مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی درباره کتاب شهیدان راه فضیلت می‏نویسند

"به این گلزار دل‏فروز نظر کردم و هرچه دیدم گل و لاله بود و بید و نارونی که از نسیم سحری به‏ وجد آمده باشد؛ گلزاری که باغبان خوش‏سلیقه و دل سوخته‏ای چون امینی برپا کرده است. عطری بر آن پاشیده که بوی مشک را از یاد می‏برد و خوشه‏های گوهرین پرورده که گردن و سینه و گوش را می‏آراید."

علاّمه بزرگوار سیدشرف الدّین بر الغدیر

"گفتار ما در مقام تقریظ و قدردانی از ادای حقّ بزرگی که تو بر گردن مسلمانان پیدا کردی عاجز است. کتاب الغدیر از حدّ ستایش بالاتر است. این کتاب مثل و مانندی ندارد. همین‏قدر می‏گویم که امّت اسلامی تو را از پهلوانان نادری که در عرصه علم و جهاد به وجود آمده‏اند می‏داند و از خداوند تبارک و تعالی می‏خواهد که بازویت را محکم و در پیمودن این راه نورانی خیر و صلاح که در پیش گرفته‏ای تأیید نماید."

سجاياي اخلاقي

حسن خُلق

محمد سعید دحدوح در نامه ای که به ایشان نوشته اند در توصیف سجایای اخلاقی او می نویسند: «به راستی شما از آل محمد اخلاق را به ارث برده اید... از قدیم شنیده بودم که مرد مؤمن کسی است که حال او تو را به یاد خدا اندازد، نه گفته او. معنی این حدیث را نمی فهمیدم تا وقتی که شما را دیدم. باید گفت اوست مصداق آیه شریفه «کونوا دُعاةَ النّاسِ بِغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ».

عبادت

یکی از ابعاد زیبای شخصیت مرحوم علامه امینی پایبندی او به تلاوت قرآن و به جای آوردن نمازهای مستحبی و ادعیه بود. عادت او این بود که همیشه ساعتی قبل از طلوع فجر به نماز شب می ایستاد و پس از نماز صبح با توجّه و تدبّر یک جزء کامل از قرآن را تلاوت می کرد. آیت الله نجومی در توصیف چگونگی نماز خواندن مرحوم امینی می نویسد: «در عمرم ندیدم کسی را که مثل علامه امینی با حضور قلب نماز بخواند». فرزند ایشان می نویسد: «هنگام فرا رسیدن ماه رمضان، پدرم تمام کارهای عادی خودشان را تعطیل می کردند و با فراغ بال به استقبال روزه و عبادت در نجف اشرف یا کربلا می رفتند و مقید بودند که در طول ماه مبارک رمضان پانزده مرتبه ختم قرآن کنند و ثواب چهارده ختم آن را به چهارده معصوم علیه السلام و ثواب یک ختم قرآن را نیز به روح والدین شان هدیه می کردند و این کار را تا سال های پایان عمر مبارکشان ادامه دادند».

توسل و زیارت

علامه امینی رحمه الله به رغم تمامی مشغله‌های علمی و فعالیت های فرهنگی هرگز از زیارت و توسل به اهل بیت عصمت علیهم السلام غافل نمی شدند. وقتی که در نجف اشرف ساکن بودند پایبند بودند در وقت های خاصّی به زیارت مرقد با برکت علی علیه السلام مشرّف شوند. آن گاه که به حرم مشرف می شد ند و به خواندن زیارت می پرداختند، اندوه فراوانی چهره ایشان را می پوشاند و بی اختیار با صدای بلند گریه می کردند. ایشان بارها به قصد زیارت کربلا، پیاده از نجف تا کربلا می رفتند. یکی از دوستانشان درباره زیارت و توسّل های علاّمه امینی رحمه الله می نویسد: «تضرع و معنویت علامه امینی را در کم تر عالمی دیدم. در ایام عاشورا و دهه فاطمیه حال علامه امینی به طور محسوس تغییر می کرد و با صدای بلند در مجالس گریه می کردند. کمتر عالمی را دیدم که با چنین حالی گریه کند».

حكايات

سيراب شدن علامه اميني

فرزند علامه اميني قدس سره نقل مي کند:وقتي پدرم را دفن کرديم  ، یکی از بزرگان  آمد و به من تسليت گفت و فرمود: من در اين فکر بودم ببينم مولا اميرالمؤمنين عليه السلام چه مرحمتي در مقابل زحمات و خدمات مرحوم اميني مي نمايند:در عالم خواب ديدم:حوضي است  و آقا اميرالمؤمنين عليه السلام بر لب آن ايستاده اند. افراد مي آيند و مولا از آن حوض ،  به آنها آب مي دهند. گفتند: اين حوض کوثر است. در اين حال آقاي اميني به نزديک حوض رسيد حضرت ظرف را گذاشتند، آستينها را بالا زده و دستان مبارکشان را پر از آب کردند و به علامه آب خورانيدند و خطاب به اوفرمودند:بَيَّضَ اللهُ وَجَهَکَ کَما بَيَضْتَ وَجْهيِ ( پروردگار رو سفيد کند تو را کما اينکه مرا رو سفيد کرد).

شير دادن با وضو

مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین هادي اميني فرزند علامه اميني مي گويد: مادر بزرگم ( مادر علامه اميني) يک روز آمده بودند منزل ما در نجف.من مطالبي درباره زندگي علامه از ايشان پرسيدم. مادربزرگم به يکي از نکات عجيبي که اشاره کردند اين بود که مي گفت:من بعد از اينکه ايشان متولد شد تا دو سال تمام هيچ وقت بدون وضو به ايشان شير نمي دادم و هر وقت موقع شير دادن ايشان مي شد مثل اينکه به من القاء مي شد و من مي رفتم وضو مي گرفتم و بعد به ايشان شير مي دادم، به ياد ندارم بدون وضو به ايشان شير داده باشم و برکات زيادي در اين وضو گرفتن و شير دادن نصيبم شد.

ارادت به حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

مرحوم علامه تهراني در کتاب معاد شناسي خود مي نويسد:از شخص موثقي شنيدم که مي گفت:روزي يکي از معممين براي عيادت مرحوم علامه اميني در منزل موقت ايشان که در منطقه پيچ شميران تهران بود رفته بود.علامه اميني ( ره) سخت مريض و به پشت خوابيده بودند.آن شخص ضمن احوالپرسي و صحبت از آقا سؤال کرده بود: اگر انسان به حضرت عباس عليه السلام علاقه و محبت نداشته باشد به ايمان او صدمه مي خورد؟علامه متغير شده و با آن حال نقاهت نشستند و گفتند:به حضرت ابوالفضل عليه السلام که سهل است. اگر به بند کفش من که نوکري از نوکران حضرت ابوالفضلم علاقه و محبت نداشته باشد از اين جهت که نوکرم ، والله به رو در آتش خواهد افتاد!

پشتکار برای تحصيل معارف

از قول فرزند علامه امينی نقل شده است :بعضي ها خيال مي کنند کتاب الغدير به راحتي تأليف شد است.مرحوم علامه اميني سختي ها متحمل شد که توصيف آن از عهده زبان خارج است.مقابل خانه ما کتابخانه مرحوم کاشف الغطاء قرار داشت ايشان يک مدرسه اي هم داشتند که در جنب اين کتابخانه بود و داراي ده حجره بود. کتابهاي اين کتابخانه از پدرشان شيخ علي کاشف الغطا به ايشان رسيده بود و هيچگونه امکانات رفاهي نداشت.مرحوم اميني از اين کتابخانه به لحاظ نزديکي، خيلي استفاده مي کردند. ايشان از صبح مي رفتند براي مطالعه و آن چنان غرق در مطالعه مي شدند که حتي گذشت زمان را هم فراموش مي کردند.يک بار مدير کتابخانه هنگام عصر از کتابخانه بيرون مي آيد و در کتابخانه را قفل مي زند. غافل از اينکه علامه اميني داخل کتابخانه است.آن روز سپري مي شود. روز بعد او وقتي به کتابخانه مي آيد مي بيند علامه در حال مطالعه هست.به ايشان مي گويد: شما کِي آمده ايد؟علامه پاسخ مي دهد: از ديروز که من را در اين کتابخانه زنداني کردي تا الآن در اينجا به سر مي برم!

کرامتی از علامه امینی رحمه الله

یکی از بزرگان نقل می کند: «روزی جوانی را دیدم که بر گردنش گردنبندی از طلا آویزان بود که سیمای مبارک امیرالمومنین بر روی آن نقش شده بود. به دلیل شدت علاقه به امام علی علیه السلام با خودم گفتم:ای کاش آن گردنبند در گردن من بود! ولی حیف که طلاست و طلا بر مردان حرام است. فردای آن روز به زیارت علامه امینی رفتم. علامه کیسه ای را که یکی از علمای ایران به ایشان تقدیم کرده بود به من داد و فرمود: این همان چیزی است که می خواستی. پس از مجلس، کیسه را باز کردم و دیدم گردنبندی است از مرمر که بر روی آن سیمای امیرالمومنین علیه السلام نقش شده است. با تعجب گفتم: اللّه اکبر! من این مطلب را که با کسی در میان نگذاشته بودم. چگونه بر علامه الهام شده است؟ پس از آن فهمیدم که علامه امینی تنها یک خطیب و نویسنده نیست، بلکه کسی است که صاحب کشف و کرامت بوده، با علم و غیب الهی مرتبط است».

توسل

علامه امینی، به نقل از یکی از موثقین فرمودند: « در بغداد کنفرانسی از علما و شخصیت های برجسته برپا شده بود و مرا نیز به مناسبتی دعوت کرده بودند. وقتی وارد سالن شدم دیدم همه صندلیها اشغال شده است و صندلی خالی نیست که بر آن بنشینم. عبایم را وسط سالن پهن کرده و روی آن نشستم. (گویا تعمدی در کار بود که به ایشان اهانت شود) در این میان پسر بچه ای سراسیمه وارد سالن شد تا مرا دید گفت:هو هذا (او همین است)سپس بیرون رفت. من ترسیدم که جریان چیست، نکند کاسه‌ای زیر نیم کاسه باشد (بعد معلوم شد مادر آن بچه غش کرده و قبلا دعانویسی که عمامه ای شبیه به عمامه علامه امینی داشته، دعا نوشته و مادر او خوب شده است. حالا بچه خیال کرده که آن دعانویس همین آقاست) بعد همراه بچه شخصی آمد و از من پرسید: آقا شما دعا می نویسی؟ گفتم: آری می نویسم! آن گاه کاغذی برداشتم و در آغاز آن «بسم الله الرحمن الرحیم» و سپس آیه ای از قرآن را نوشتم و کاغذ را پیچیدم و به او دادم و گفتم ان شاءالله خوب می‌شود. بعد که رفت گوشه عبایم را به صورتم انداختم و متوسل به مولی علی، علیه السلام، شدم و با گریه عرض کردم: ألسلام علیک یا مولای یا أمیرالمؤمنین! در این جلسه آبروی مرا حفظ کن در میان این افرادی که حتی اجازه نشستن روی یک صندلی را به من ندادند؛ یا علی! دستم به دامنت. ناگهان دیدم بچه پرید به داخل سالن و گفت مادرم خوب شد. آنگاه مجلسیان به نظر احترام به من نگریستند و مرا با سلام و صلوات در بهترین جایگاه آن سالن نشاندند.

مرا به این و آن محتاج مکن!

علامه امینی از روز اول که به نجف آمدند، تصمیم گرفتند، بر اینکه نسبت به وجوه شرعیه و سهم امام رضا، علیه السلام، و یا سایر وجوهات دخالت نکرده و از آن راه، امرار معاش نکنند. می فرمودند:

من هنگامی که به نجف آمدم مقداری پول داشتم بعداً تمام شد و در نجف رسم بود افرادی که از هر شهری می آمدند اسامی آنها به وسیله نماینده آن شهر یادداشت می شد تا اگر پولی از آن شهر برای آقا فرستاده شد، بین طلاب آن شهر تقسیم گردد. این آقا آمد پیش من و به من گفت: من اسم شما را نوشتم و شما از ماه آینده این قدر از من حقوق می گیرید. ولی شما بایستی از یکی از این مراجع اجازه بگیرید که به این مرحله رسیده اید که می توانید صرف وجوهات نمایید.

من از این موضوع خیلی ناراحت شدم و به حرم مطهر امیرالمؤمنین، علیه السلام، مشرف شدم و عرض نمودم یا علی! من آمده ام در جوار شما درس بخوانم، مرا به این و آن محتاج مکن! اگر می توانی مرا بپذیری و قبول کنی و تأمین نمایی من هم می مانم و شما را خدمت می کنم. ایشان فرمودند از آن لحظه تا هنگام بازگشت از نجف حقوق شرعیه و وجوهات از کسی نگرفتم.

سفارشي به فرزند  :

مرحوم حجت الاسلام دکتر امینی فرزند برومند علامه می‏گوید: "پس از گذشت چهار سال از فوت مرحوم پدر بزرگوارم ایشان را در خواب دیدم که شاداب و خرسند است. جلو رفته و پس از سلام و دست بوسی عرض کردم: پدر جان! در آنجا چه عملی باعث سعادت و نجات شما گردید؟ پاسخ دادند: نمی‌دانم چه می‌گویی. قدری واضح‌تر و روشن‌تر بگو! گفتم: آقا جان! شما اکنون از میان ما رخت بر بسته‌اید و به جهان دیگر منتقل شده‌اید. در آنجا که هستید کدامین عمل باعث نجات شما گردید؟

مرحوم پدرم درنگی کرده سپس فرمودند: فقط زیارت ابا عبدالله الحسین– علیه‏السلام -. عرض کردم: شما می‌دانید اکنون روابط بین ایران و عراق تیره و تار است و راه کربلا بسته، چه کنم؟ فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین– علیه‏السلام - برپا می‌شود شرکت کن. ثواب زیارت امام حسین را به تو می‌دهند.سپس فرمودند: پسر جان! در گذشته بارها تو را یادآور شدم و اکنون به تو توصیه می‌کنم که زیارت عاشورا را هیچ وقت و به هیچ عنوان ترک و فراموش نکن. مرتباً زیارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظیفه بدان. این زیارت دارای آثار و برکات و فوائد بسیاری است که موجب نجات و سعادتمندی در دنیا و آخرت تو می‌باشد."

سرانجام این عالم عامل در روز جمعه بیست و هشتم ربیع الثانی سال 1390 هجری قمری برابر با دوازدهم تیرماه سال 1349 شمسى در سن 68 سالگى در تهران از دنیا رفت و پس از تشییع در نـجـف اشـرف و در کنار کتابخانه عمومى امیرالمومنین– علیه‏السلام - در حرم مطهر امیرمؤمنان به خاک سپرده شد.

منابع :

مردان علم در میدان عمل، نعمت الله حسینی، جامعه مدرسین، قم.

علمای بزرگ شیعه، محمد جرفادقانی، انتشارات معارف اسلامی.

حماسه غدیر، محمدرضا حکیمی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

مجموعه ‏آثاراستادشهيدمطهرى ، ج‏25

اسرار ملكوت   ج‏1

مجرد    

داستانهایی از علماء  

گلشن ابرار، ج 2، ص 735

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha